ضرغامی: سریال یوسف پیامبر(ع) نقطه عطف مجموعه های قرآنی است
سایت خبری سیما فیلم به نقل از حوزه ریاست سازمان صدا و سیما : رییس سازمان صدا و سیما، گفت: مجموعه یوسف پیامبر(ع) به خوبی توانسته است با وفاداری به متن قرآن و تاریخ انبیاء، رابطه جذاب و باورپذیری با مخاطبان خود برقرار نماید و نقطه عطفی در مجموعه های نمایشی و قرآنی در رسانه ملی محسوب می شود.
"عزت الله ضرغامی" در حاشیه جلسه ستاد برگزاری بزرگداشت استاد "شهید مطهری" اظهار داشت: رویکرد رسانه ملی استفاده از تمامی ظرفیت ها و ساختارهای موجود برای تعمیق معارف و آموزه های دینی میان مخاطبان است و بدون تردید سنجیده ترین و پر هزینه ترین این ساختارها، مجموعه های تلویزیونی است.
ضرغامی، افزود: ضرورت تحقیقات گسترده، نگارش هنرمندانه متن، ساماندهی و هماهنگی صدها عامل مرتبط و تأثیرگذار در کیفیت نهایی پروژه به ویژه حساسیت های دینی و قرآنی و احتمال برداشت های متفاوت که ناشی از دیدگاه های متنوع مخاطبان و حتی اختلاف نظر مورخان و مفسران قرآن می شود تولید سریال های قرآنی را با مشکلات خاص خود مواجه می سازد.
وی، با اشاره به موفقیت سریال یوسف پیامبر (ع) تصریح کرد: اوج تجربیات و بلوغ هنری کارگردان متعهد این مجموعه باعث شد تا این سریال نقطه عطفی در مجموعه های نمایشی دینی و قرآنی محسوب شود.
رییس رسانه ملی، با بیان اینکه صرفا تأمین اعتبار زیاد نمی تواند منجر به تولید چنین مجموعه هایی شود، یادآور شد: به اعتقاد من بودجه در مرحله دوم اهمیت قرار دارد؛ مدیریت هزینه در این پروژه شایسته و مطلوب ارزیابی شده و از نقاط قوت آن به شمار می رود.
تاریخ انتشار:29/1/88
ساعت انتشار:15:45
خبرگزاری فارس: مدیر تولید مجموعه قرآنی «یوسف پیامبر(ع)» گفت: من در مورد بودجه این سریال ادعا دارم و اگر برنامهریزیهای ما جهت صرفهجویی در تولید این سریال نبود، بودجه آن چندبرابر میشد.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، فرج الله سلحشور (کارگردان)، محمود پاک نیت(بازیگر نقش یعقوب «ع»)، مهوش صبر کن(بازیگر نقش کاریماما) و محمد صادق آذین (مدیر تولید پروژه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)») با حضور در خبرگزاری فارس پیرامون این سریال به گفتوگو نشستند که در این نشست، محمد صادق آذین درباره راهکارهای استفاده شده در این سریال به منظور صرفهجویی در بودجه گفت: من زمانی به گروه سازندگان سریال پیوستم که به دلیل بحث بودجه کار تعطیل بود. در جلسات برآورد نیز اعلام شد که ما دکور کشور مصر را میخواهیم و ساختن این دکور به مستندات تاریخی و فضای باورپذیر احتیاج داشت.
وی افزود: آنها قبلا مکانها را انتخاب کرده بودند و طبعا این دکورسازی و بناسازی هزینه داشت. البته ما دکور نساخته و بنا ساختیم چون باید در طول 3 سال این دکورها در مقابل باد و باران سالم میماندند و ساختن این حجم عظیم بودجه بسیاری میطلبید و ما با عنایت حضرت حق و صداقت و درستی در این سریال توانستیم کار را پیش ببریم.
آذین در ادامه تصریح کرد: من درباره بودجه این سریال ادعا دارم چون باید بسیار بیشتر از این رقم میشد. بهطور متوسط ما روزانه 120 تا 130 نفر را غذا میدادیم و رقم همین غذا نجومی میشود. 38 هزار متر دکور ساخته شد، ساخت مجسمهها در ابعاد 8 و 9 متر کار سختی است آن هم به نحوی که قابل حمل باشد. ما برای اولین بار، بچههای دانشکده را دور هم جمع کردیم و قالب یونولیتی زدیم و پس از آن قالب فایبرگلاس زدیم تا ماندگار باشد و در حال حاضر نیز دکورهای این سریال یک پشتوانه ملی است که حداقل در کنارش میتوان 10 الی 15 پروژه دیگر را هم ساخت.
وی در ادامه اظهار داشت: به نظر من نظم، ترتیب، صداقت و درستی در کار تأثیر بسیاری داشت. آقای سلحشور قصدش انجام کار بود و ما هم وسایل و ابزار را در خدمت کار تهیه میکردیم. هیچ سیاست عجیب و غریبی هم نداشتیم و درستی و صداقت کار آن را جلو میبرد و خلاقیت خاصی پشت این صرفهجوییها نبود.
وی در ادامه سخنانش درباره دکورهای این سریال نیز گفت: ساخت این دکورها اطلاعات فنی بسیاری به دکورسازان ما اضافه کرد و تجربهای گرفتند که در کار بعدی به طور حتم موفقتر باشد.
آذین همچنین پیرامون حواشی ایجاد شده برای سریال «یوسف پیامبر(ع)» نیز عنوان داشت: حواشی ایجاد شده بچهها را خیلی اذیت کرد. بچههای این گروه افرادی دل سوخته با کمترین توقع بودند که دستمزد معمولی آنها کمتر از رقمی بود که از این سریال دریافت کردند. چرا اگر افرادی با سلحشور دشمنی دارند، عوامل دیگر را هم پایین میکشند؟ بودجه این سریال را ضرب و تقسیم کنید، هر سال 25 درصد نیز تورم داشتهایم. سه سال و نیم کار کردیم و حتی سر یک نفر درد نگرفت که همه اینها از عنایت حق است.
وی گفت: ما در طول سه سال هر روز تولید داشتیم و طی این روزها به تعداد انگشتان دست، روز تعطیل نداشتهایم. این مقوله در فیلمسازی نقش اساسی دارد و اگر یک روز کار تعطیلی شود 5 تا 6 میلیون هزینه سربار میشود و نظم بهترین حرف است.
پاکنیت: حسادت دلیل مخالفت با سریال «یوسف پیامبر(ع)» است
خبرگزاری فارس: بازیگر نقش حضرت یعقوب(ع) با اشاره به این که سه سال با حضرت یعقوب(ع) زندگی کردم، اظهار داشت: حسادت از عوامل مخالفت با سریال «یوسف پیامبر(ع)» بوده است.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، فرج الله سلحشور (کارگردان)، محمود پاک نیت(بازیگر نقش یعقوب)، مهوش صبر کن(بازیگر نقش کاریماما) و محمد صادق آذین (مدیر تولید پروژه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)») با حضور در خبرگزاری فارس پیرامون این سریال به گفتوگو نشستند که در این نشست، محمود پاک نیت درباره نحوه حضورش در این سریال گفت: من قبلا قرار بود در مجموعه «مردان آنجلس» با آقای سلحشور کار کنم که شرایط مهیا نشد و سر پروژه یوسف پیامبر(ع) مدیر تولید سریال با من تماس گرفت و بعد با وی صحبت کردم و سناریو را تحویل داد و گفت برو بخوان و اگر خوشت آمد، بیا و نقش یعقوب را بازی کن.من هم با توجه به اینکه داستان دستم نبود، ولی از شیوه و روایت آن خوشم آمد و حضور در این سریال را پذیرفتم.
وی درباره میزان اطلاعاتاش از شخصیت یعقوب اظهار داشت: هیچ اطلاع و آشنایی خاصی با این نقش نداشتم و تنها قصهای که از دوران کودکی شنیده بودم تمام اطلاعات من از شخصیت حضرت یعقوب (ع) را تشکیل میداد. هر چه که بود همان متنی بود که از آقای سلحشور گرفته بودم که بسیار فراگیر و از منابع بسیاری اخذ شده بود و من برای آشنایی بیشتر هر قدر به منابع دیگر چنگ میانداختم به همین ماجرا و روایت درون فیلمنامه میرسیدم و از خود متن استفاده کردم که با راهنماییهای آقای سلحشور همراه بود.
## بازیگر نباید در خطوط یک فیلمنامه کلاسیک دست ببرد
پاک نیت پیرامون آزادی عملش در این سریال اظهار داشت: وقتی که یک متن کلاسیک نوشته میشود، یک بازیگر نباید در میان خطوط آن دست ببرد چون فیلمنامه اساسی و کلی است و چارچوبی دارد که من نمیتوانم آن را بشکنم. من فقط میتوانم درباره بازی خودم نظر بدهم و در این حد آزاد بودیم و حتی درباره حرکتها و نگاههایمان نیز با یکدیگر صحبت میکردیم.
وی در بخش دیگری از این نشست، درباره بازی با بازیگران جوان و کم تجربه در این سریال نیز تصریح کرد: بازی با این بازیگران هیچ تفاوتی نداشت و به نظر من آقای زمانی این شخصیت را به خوبی در آورده و فکر کنم اگر کسی با نقش خود زندگی کند و ادا در نیاورد و بازی نکند، موفق میشود و هیچ فرقی نمیکند که آماتور باشد یا حرفهای.
وی ادامه داد: غیرحرفهای بودن فقط در بازده کار تاثیر دارد که ممکن است یک نفر دیرتر بگیرد و دیرتر پس بدهد. کسانی که تازه وارد هستند به دلیل اینکه شناختی از کاری که انجام میدهند، ندارند، ممکن است کمی دیرتر خود را با نقش وفق بدهند که بارش به گردن کارگردان میافتد که باید بیشتر توضیح بدهد و بیشتر حواساش باشد.
بازیگر نقش یعقوب پیامبر(ع) با بیان این که به نظر من تمام بازیگرانی که برای اولین بار جلوی دوربین میرفتند، خیلی راحت قضیه را میگرفتند و راحت بازی میکردند، عنوان داشت: مثلا آن پسری که دوران کودکی بنیامین را بازی میکرد، به قدری خوب کار میکرد که من شیفته بازیگری او شده بودم. مثلا در سکانسی که من گندم میآوردم و برای زمین گذاشتن آن کمک میخواستم، این پسر شروع به تکاندن خار و خاشاک از سر و روی من کرد و احساس میکردم واقعا پسرم است.
وی افزود: این اتفاق به خاطر این بود که او واقعا خود را به کار سپرده بود و راهنماییهایی که شده او را به این مرحله رسانده است. مابقی اداست که امروز باید تمرکز بگیرم و ... و همه کلاس گذاشتن است. وقتی که دل دادی به کار و آن صداقت وجود داشت، نقش ایجاد و عمل میشود. دیگر ادا در آوردن نیست و آن شخصیت زندگی کردن است. من بعضی وقتها که به خانه میرفتم. احساس میکردم که هنوز یعقوبم چرا؟ چون باری که از این شخصیت روی دوش من بود، یک شخصیت سنگین بود.
پاک نیت در ادامه گفت: من در بسیاری از کارها که حضور دارم، بعد از پایان ساعت کارم، آن را فراموش میکنم و به خانه نمیبرم. ولی در مورد حضرت یعقوب میخواستم که این شخصیت را درون خودم ایجاد کنم.همان باشم که در این نقش وجود دارد. این بود که این بار را با خودم همه جا حمل میکردم. در تمام این سه سال با حضرت یعقوب(ع) زندگی کردم. آدمهایی که با من کار کردند نیز همین گونه بودند. الان که کار را میبینم. متوجه میشوم چقدر مصطفی زمانی خوب کار کرده و در تمام لحظات دل به کار داده است. یا خانم ریاحی چقدر خوب کار کرده است. من با خانم ریاحی کارهای بسیاری انجام دادهام. ولی نقشی که اینجا ایفا کرده سوای همه نقشهاست در این کار ریاحی بازی نکرده بلکه زندگی کرده است و همه اینها برمیگردد به رهبری کار و نظم آن به همراه صداقتی که افراد از خود نشان دادند.
## حسادت از عوامل مخالفت با سریال «یوسف پیامبر(ع)» بود
این بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر در بخش دیگری از این نشست، با بیان این که خود بازیگر به نقطهای میرسد که میداند نباید در کارش ادا در بیاورد و باید بازی کند، اظهار داشت: من معتقدم تمام کسانی که در این سریال بازی میکردند نسبت به توانشان خوب کار کردهاند در حالیکه من در برخی رسانهها دیدهآم که از سر بیاطلاعی و یا از سر همان حسادتی که یکی از محورهای اصلی سریال یوسف نیز هست، اقدام به تخریب این سریال کردند.
وی ادامه داد: این آدمها هم در زندگی خود حسادت دارند و این حسادت است که نمیگذارد آنها در زندگی خود، خوب تصمیم بگیرند و این حسادت متاسفانه به آنها لطمه زده است. البته رفته رفته که کار پیش رفت، آنها هم متوجه شدند که اشتباه کردند ولی دیگر نمیخواهند برگردند و این نخواستن آنها را آزار میدهد و هیچ وقت نمیتواند بگویند ما اشتباه کردیم.
پاک نیت تصریح کرد: یک خبرنگار پس از پخش قسمت سوم کار با من تماس گرفت و گفت این کار بسیار ضعیف است و اگر کارگردان دیگری آن را میساخت بهتر بود. قسمت 10 یا 11 بود که دوباره تماس گرفت و معذرتخواهی کرد و گفت من حالا متوجه میشوم که این کار به خوبی ساخته شده اما در ابتدای کار برخی مدام به من فشار میآوردند که این کار ضعیف ساخته شده و من تحریک شدم و گفتم کار ضعیف است. اما برخی همین شهامت را هم ندارند و حسادت همچنان آنها را میخورد و راهی برای بازگشت ندارند. خود این قصه به قدری مسائل زیادی را در برگرفته که اگر ما در زندگی روزمره خود دقت کنیم بیشتر آنها را در اطراف خود میبینم.
وی گفت: بازیگران بسیاری در این سریال ایفای نقش کردند که من هم یکی از آنها بودم، اگر بر فرض من در بخشی ضعف داشتهام، نمیتوان گفت که کل سریال ضعیف بوده است. من ضعف داشتهام و توانایی نداشتهام در حالیکه قصه بار خود را جلو میبرد و شاید حتی به من هم نیاز نبود.
سلحشور: سطح کلام خدا با انسان اختلاف دارد. هیچ خلافی در روایت داستان حضرت یوسف(ع) صورت نگرفت.
خبرگزاری فارس: کارگردان مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» با حضور در خبرگزاری فارس به بسیاری از سئوالاتی که پیرامون پخش این سریال بهوجود آمده، پاسخ گفت. «سلحشور» در این نشست، تأکید کرد: هیچ خلافی در روایت داستان حضرت یوسف(ع) صورت نگرفته است.به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، فرج الله سلحشور (کارگردان)، محمود پاک نیت(بازیگر نقش یعقوب)، مهوش صبر کن(بازیگر نقش کاریماما) و آذین (مدیر تولید پروژه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» با حضور در خبرگزاری فارس درباره این سریال به گفتوگو نشستند که در این نشست، فرجالله سلحشور درباره دلایل موفقیت این سریال در زمان پخش و جذب مخاطبان بسیار گفت: «من مهمترین دلیل را سطح اختلاف کلام خدا با بشر میدانم. بالاترین دلیل همین است. نه من کارگردان توانمندی هستم و نه بازیگران و عوامل این سریال خیلی استثنایی هستند و نه عوامل منفی و دیگر دستاندرکاران. اگر این سریال متفاوت شده به این دلیل است که کلام خداوند، در سطح دیگری از کلام انسان است و ما این سریال را بر مبنای قرآن ساختیم و تأثیرپذیری آن نیز به همین دلیل است.»
## سریال «یوسف پیامبر(ع)» با عنایات الهی ساخته شد
کارگردان مجموعه پرمخاطب «یوسف پیامبر(ع)» درباره اثرات معنوی که در طول ساخت سریال شامل او و گروهش شده نیز گفت: من همیشه به دوستان گفتهام و شاید ادعای بزرگی باشد که این سریال را خدا ساخت. بارها و بارها ما شاهد عنایات الهی بودیم که دستمان را میگرفت و مسائلی را پیش میآورد که ما هیچ دخل و تصرفی در آن نداشتیم. همینها عاملی بود که ما را به خودمان متوجه میکرد که مبادا باورمان بشود که ما کارهای هستیم.
وی افزود: من احساس میکردم خداوند متعال میبیند که کتابش را که دوست دارد، توسط جمعی از بندگانش که آنها را هم دوست دارد، در قالب تصویر ساخته میشود. در حقیقت ما کاری را کردیم که مبلغان میکنند و قرآن را برای مردم تفسیر کردیم. وقتی دست خدا را بهعنوان پشتیبان کار میبینیم، متحول میشویم. من در این کار هم صبر یاد گرفتم و هم تحمل یاد گرفتم.
## حرکتهای سالم، دستهای ناسالم را رو میکنند
وی در پاسخ به این سئوال که همزمان با پخش سریال «یوسف پیامبر» موج مخالفی علیه این سریال شروع شد که از سوی برخی مطبوعات نیز به آن دامن زده میشد، دلیل این مخالفتها چه بود؟، اظهار داشت: بروز این اختلافات دو علت دارد. یکی اینکه من با این سینما و این حرکت موجود تلویزیون موافق نیستم و بالطبع جریان موجود هم حرکت مخالف را بر نمیتابد و سعی میکنند که حرکت مخالف و شخص مخالف را به هر نحوی که شده از گردونه هنر، سینما و تلویزیون بیرون بیندازند. دوم این که معمولا حرکتهای سالم دستهای ناسالم را رو میکنند. وقتی که در سریالی کار درست انجام میشود، خیلی از دستها رو میشود و خیلی از سوالها برای ارباب رسانه از مسئولان بالا گرفته تا دستاندرکاران سینما پیش میآید که چرا این کارها اینقدر با یکدیگر متفاوت هستند.
وی ادامه داد: این سوالها برای بسیاری از اصحاب هنر و رسانه و مطبوعات قابل تحمل نیست و یک بخشی از مخالفتها نیز برمیگردد به تحمل نکردن این حرکت مخالف و بخشی هم برمیگردد به عدم آگاهی کسانی که انتقاد کردهاند. گاهی یک نفر دوست است اما در قضاوت و نتیجهگیری خود تعجیل کرده است و مطلبی را ارایه کرده که ای بسا در قسمتهای بعدی سریال پاسخ خود را گرفته. دوستانی که متأسفانه ناآگاهانه و بدون قصد و غرضی به ما ضربه زدهاند، نیز وجود داشتهاند.
## هیچ خلافی در روایت داستان حضرت یوسف(ع) صورت نگرفته است
کارگردان مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» در ادامه گفتوگو با خبرنگار فارس درباره تناقضات تاریخی موجود در سریال و اظهارنظرهای متفاوت درباره روایت آن نیز تصریح کرد: در مورد سریال حضرت یوسف، اختلاف نظرها زیاد است. به قول طلبهها خیلی از بخشهای این داستان محل مناقشه است. جایی هم که اختلاف نظر وجود دارد، علما میدانند که نظر قطعی نباید داد. چند قول وجود دارد و در این میان یکی ممکن است درست باشد. آنهایی که از درصد علم و آگاهی کمتری برخوردارند حکم صادر میکنند ولی اهل علم حکم صادر نمیکنند و میگویند ممکن است این قول باشد یا قول دیگری.
وی افزود: در مورد احتمالات داستان حضرت یوسف(ع) هم ما مجبور بودیم که یکی از داستانهای موجود از ایشان را به تصویر بکشیم. حال دیگری پیدا میشود و میگوید این قول نباید تصویر میشد و قولی که بنده میدانم باید ساخته میشد و خیال میکند قول خودش وحی منزل است و قولی که سلحشور نقل کرده، خلاف است. این نگاهها غلط و غیرمحققانه است. ما بهترین نظر را در تاریخ پیدا کرده و سعی کردیم آن را به کار ببریم.
سلحشور عنوان داشت: ولی هر کسی که با این نظر مخالف است یا نظر دیگری غیر از این را در تاریخ مطالعه کرده، میتواند بگوید آن چه شما مطرح کردهاید، درست نیست در حالیکه آن نوع مطرح کردن درست نیست و باید صادقانه بگویند که این نظر را سلحشور مطرح کرده اما چند قول دیگر نیز وجود دارد و میتواند یکی از آنها باشد. ولی آنها قطعی نظر میدادند و مردم هم چون آگاهی ندارند فکر میکنند که واقعا خلافی صورت گرفته است.
وی ادامه داد: در حالی که من چندی پیش خدمت آیتالله مکارمشیرازی رسیدم که ایشان فرمودند در این سریال اشکالات جزئی وجود دارد که اصلا قابل طرح نیست و این کار اصلا منافاتی با قرآن ندارد و حتی ملحقات و حاشیههای سریال نیز ندارند. عالمی مثل ایشان به اینگونه نظر میدهند و کسی هم که تازه وارد مباحثی شده، آن گونه نظر میدهد.
## ده سال است که بر سر سناریوی سریال مشکل داریم / از تهمتزننده شکایت میکنم
سلحشور در پاسخ به این که «ادعای «شهابالدین طاهری» مبنی بر سرقت فیلمنامهاش توسط سلحشور به کجا رسید؟» عنوان داشت: ایشان در مورد این مساله حتی شکایت هم کردهاند.آقای شهابالدین طاهری به من تهمت زده که من سناریوی خود را از روی سناریوی ایشان تقلب کردهام. من در خبرگزاری فارس رسما اعلام میکنم که اگر نتواند این مسئله را ثابت کند، رسما از او شکایت کرده و برخورد قانونی با او خواهم کرد.
وی ادامه داد: شاید از ده سال پیش تا به حال با ایشان سر سناریو کشمکش داریم. اولین قسمتهای کارش را که نوشته بود، به بنده و آقای شورجه داد. یک بار هم از طریق آقای لاریجانی چند قسمتی را به ما داد و ما خواندیم. در حالی که آنها اصلا سناریو نبودند. یک چیزی بودند که از روی کتاب «یوسف در آینه تاریخ» نوشته «توماس مان» آلمانی ترجمه شده بود و در حقیقت از روی آن کپی صورت گرفته بود. این آقا هیچ کلاس سناریونویسی در هیچ جای عالم ندیده و تا به حال، حتی یک اثر هم از او به فیلم یا سریال تبدیل نشده است.
کارگردان سریال «مردان آنجلس» گفت: وقتی چنین آدمی بیاید و ادعا بکند که سریال یوسف پیامبر(ع) را من نوشتهام و سلحشور از آن تقلب کرده، باید جوابگو باشد. البته من هم شکایت کردهام و جواب دادهام و سناریوی خود را هم ارایه دادهام و اگر سناریوی من با سناریوی ایشان شباهتی داشته باشد، میپذیرم اما هنوز خبری نشده است. من فقط برای این که او تنبیه شود، قصد دارم با او برخورد کنم.
## از تعصب ناموسی تا جایگاه زلیخا
وی همچنین در پاسخ به سوال دیگری با این موضوع که «مردم دوره زلیخا بتپرست بودند، چرا کار زلیخا این قدر برایشان بد جلوه کرد؟ چون با غلامش مراوده داشت بد بود یا اگر پادشاه هم بود، این کار بد جلوه میکرد؟»، توضیح داد: به طور کلی علاقه و تعصب زن و مرد به یکدیگر در تمام ملل بوده و سختی این مسئله شدت و ضعف دارد. در مذهب آسمانی، این مسئله بسیار شدیدتر و با یک تعریف و چارچوببندی مشخصی است اما در فرقههای دیگر نه. ولی به هر حال این وجود دارد. حتی بتپرستان هم به آن اعتقاد دارند و تفاوت انسان و حیوان هم در همین مسئله است. اما در مصر آن زمان، بیش از این تعصب ناموسی، آن جایگاه اجتماعی مطرح بوده است. زلیخا بهعنوان یک اشرافزاده که بزرگترین زن مصر در عصر خود بوده است، نباید با برده خود چنین ارتباطی را برقرار میکرد. این برای جامعه مصر قابل قبول نبود. کما اینکه بعدا خیلی از زنان مصری به فکر چنین ارتباطی میافتند و معلوم میشود که آنها هم اگر موقعیتی پیش میآمده، همین رفتار را داشتند و خیلی زنان صالحی نبودند که بخواهند از چنین اعمالی شرم داشته باشند. این به جایگاه زلیخا بر میگردد.
##مشاوران مذهبی در تمام لحظات تولید با ما بودند
نویسنده فیلمنامه سریال قرآنی «یوسف پیامیر(ع)» در ادامه درباره مشاوران مذهبی که در ساخت این سریال نقش داشتهاند نیز اظهار داشت:
ما در ساخت سریال از استاد پرورش که در خیلی از موارد به دفتر ما میآمدند کمک میگرفتیم که در حال حاضر معتقد است که در این سریال هیچ عیبی نیست و آنهایی هم که ایراد گرفتهاند، اشتباه کردهاند. چند بار هم من با آقای عسگراولادی صحبتهایی داشتیم و دورهای که قرار بود داستان را به فیلمنامه تبدیل کنیم، با ایشان مراوداتی داشتم. سه نفر دیگر نیز بودند که دکترای علوم قرآنی داشتند. آقای قاسمی و مهدی غفاری و آقای لنکرانی که روحانی از اعضای دفتر ما بودند و یک مسئول تحقیق که خودش فرد مطلعی در حوزه قرآن بود به اضافه بنده و مشاور هنری که هر روز در هنگام خواندن متن دور هم بودیم و دو تن هم خارج از این جمع حضور داشتند و به ما مشاوره میدادند.
## داستان حضرت یوسف(ع) نباید به دست نااهلان بیافتد
کارگردان و تهیه کننده سریال قرآنی «یوسف پیامبر(ع)» در پاسخ به این سوال که «چرا بین قصههای قرآنی، قصه حضرت یوسف(ع) را انتخاب کردید؟»، اظهار داشت: من به تمام قصههای قرآنی علاقه دارم و نمیتوان گفت کدام یک از آنها اولیتر از دیگری است. ولی قصههای حضرت یوسف ویژگیاش این است که اگر به دست نااهل بیافتد ، ممکن است نتیجه معکوس بدهد.
وی ادامه داد: اگر این داستان به دست سازندگان ناباب بیافتد، ممکن است ابعاد نفسانی و جلوههای بد آموز قصه بیشتر مد نظر بیاید. همانطور که در گذشته هم 18 بار از روی این داستان فیلم و سریال و کارتون ساخته شده و همه هم به ابعاد عشقی و روابط یوسف و زلیخا پرداخته است.من نگران بودم نکند یکبار دیگر این اتفاق بیافتد. به همین دلیل تلاش کردیم با دوستان تا این داستان از دیدگاه قرآن و اهل بیت باشد و برای اولین بار یک داستان یوسف با دید سالم و قرآنی به جامعه ارائه شود وگرنه برای من این داستان قرآنی با سایر قصههای قرآنی تفاوت ندارد، مگر اینکه این قصه کاملتر و جذابتر بیان شده و قصههای دیگر ناقص بیان شدهاند.
## رحیم نوروزی شبیه فرعون بود
سلحشور درباره نقش فرعون (آمن هوتپ چهارم) در این سریال با بازی رحیم نوروزی نیز در گفتوگو با فارس عنوان داشت:انتخاب رحیم نوروزی دلیل خاصی نداشت. ما درباره این نقشها، سر هر کدام که به توافق میرسیدیم، بازیگر را دعوت میکردیم.فقط چهرهاش تقریبا با نقشی که ما میخواستیم همخوانی داشت. البته در توان آقای نوروزی تردیدی نیست و ایشان بیشتر به تصویر آخناتونی که در تاریخ دیدهایم، شباهت داشت.
## مصطفی زمانی اولین انتخاب ما برای ایفای نقش یوسف بود
«فرجالله سلحشور» با بیان این که ما از 2 الی 3 هزار نفر حرفهای و غیر حرفهای برای ایفای نقش حضرت یوسف(ع) تست گرفتیم، درباره نحوه انتخاب مصطفی زمانی عنوان داشت: از بین همه این افراد تنها کسی که از همان اول که از او تست گرفتیم و رویش به توافق رسیدیم آقای زمانی بود و روی فرد دیگری به توافق نرسیدیم.
وی درباره دلایل جدی شدن بحث حضور زمانی در این نقش تصریح کرد:اول اینکه چهرهاش خوب بود. دوم اینکه از او چند بار تست گرفتیم و دیدیم که استعداد این کار را هم دارد. پرس و جو هم که کردیم. متوجه شدیم شخصیت خوبی هم دارد.
## هیچ صحنهای از سریال «یوسف پیامبر(ع)» حذف نشد
وی با بیان اینکه سریال «یوسف پیامبر(ع)» تفسیر سوره حضرت یوسف(ع) است که ما آن را با تصویر باز کردهایم، درباره تعامل سازمان صدا و سیما با سازندگان این مجموعه در زمان پخش آن گفت: تا به حال هیچ بخشی از سریال حذف نشده، فقط شنیدم شبکه الکوثر صحنه مربوط به حضرت یوسف(ع) که به 5 تن و 14 معصوم اشاره میکند، حذف شده که آن هم به این دلیل بوده که شاید مخاطبان اهل تسنن آن را نپسندند و ما در کل کار، هیچ حذف و اصلاحی نداشتهایم.
وی در ادامه افزود: البته صدا و سیما یک سنت غیر حسنه و نادرستی را از گذشته در روند تولید سریالها باب کرده که هر سریال چندین بار برای اصلاح برآورد برود در حالی که مجموعه ما از ابتدا تکلیفش مشخص بود و ما اول سریال، بودجه آن را مشخص کردیم. ولی بهخاطر این سنت غلط، با ما هم مانند سریالهای بلاتکلیف رفتار کردند. در صورتیکه اگر این دو مطلب را رعایت کنند، کیفیت سریالها رشد چشمگیری خواهد داشت.
سلحشور گفت: تا متنها تمام نشده و تصویب و نقد و بررسی نشده، صدا و سیما نباید اجازه ساخت بدهد. باید به مردم رحم کرد. هر کاری که هنوز مشخص نیست چه خواهد شد، انصاف نیست جلوی دوربین برود. همچنین هر سریال را در همان ابتدا برآورد نهایی کنند. تکلیف بودجه مشخص باشد و تا جلسات متعدد برگزار نشد، کار کلید نخورد و اگر کسی هم به تعهدات خود عمل نکرد، با او برخورد شود. قرارداد یعنی قانون و تولیدکنندگان بدانند که وقتی قرارداد میبندند باید کار را انجام بدهند. ضمن این که تا کار کامل و اصلاح نشده، برای پخش نرود.
## تدوین سریال امری سلیقهای است
کارگردان مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع) درباره تدوین کار و نقدهایی که پیرامون ضعف این بخش ارائه شده، نیز اظهار داشت: زندباف در مجموع به کیفیت کار خیلی کمک کرده است و شب و روزش را گذاشته. اگر او با همه وجودش و عاشقانه کار نمیکرد، به این کار لطمه میخورد.
وی با بیان اینکه ما بخش اعظم موفقیت کارمان را مدیون تلاش صادقانه حسین زندباف و همه دوستان هستیم، گفت:تدوین از مواردی است که هر کس با تکنیک خود کار میکند. ممکن است فرد دیگری به شکل دیگری تدوین کند. برای این حکم قطعی نمیتوان صادر کرد. ای بسا اگر فرد دیگری با تکنیک دیگر و با یک ضرباهنگ و ریتم دیگری کار را مونتاژ میکرد، خراب میشد و آرامشی که در سریال وجود دارد و ریتم متین و آرام و روان سریال از ویژگیهای مثبت سریال باشد. مهم این است که کار آقای زندباف در این دوره خوب بوده و جواب داده است.
## «جمال شورجه» را کارگردان دوم سریال میدانم
سلحشور با عنوان این که اگر شورجه نبود، من از عهده ساخت سریال بر نمیآمدم، تصریح کرد: اگر اعلام کنید که کارگردان مشترک این سریال که بود؟ من میگویم که شورجه است و مدیون او هستم. او در تمام طول کار، دست مرا مانند یک استاد گرفته و قدم به قدم راه برده و ما مدیون او و اخلاقاش هستیم. ما هم از حمایت فکری، تکنیکی و تخصصی او بهره بردیم و همه از اخلاقشان بهره بردیم.
## شکل خاص عبادتی از دوران حضرت یوسف(ع) بهدست نیاوردیم
وی درباره این که چرا نحوه عبادت دو پیامبری که در این سریال وجود دارند، به تصویر کشیده نشده، تصریح کرد: گاهی آنها را در حال دعا کردن میدیدیم. اما شکل خاص عبادتی را از آن زمان بهدست نیاوردیم. یعنی در تاریخ شکل خاصی از عبادت برای پیامبران نقل نشده، برای همین هم مقداری از نشان این مقوله اکراه داشتیم.
وی گفت: البته در حال دعا کردن آنها را نشان دادهایم. گاهی میبینیم که حضرت یوسف(ع) دست به دعا برداشته است یا با خدا حرف میزند. اما چون شکل عبادی خاصی در تاریخ نقل نکرده بودند، ما هم خیلی به آن نپرداختیم.
## بودجه سریال «یوسف پیامبر(ع)» یک چهارم سایر سریالهای هم ردیفاش بود
کارگردان مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» در ادامه نشست فارس در پاسخ به این مطلب که «بحث بودجه سریال یکی از مباحث چالشبرانگیز سریال بود، چند سریال دیگر نیز هم ردیف سریال «یوسف پیامبر(ع)» همزمان شروع به ساخت کردند، آیا توانستند با رقمی کمتر یا معادل بودجه این سریال، کار را تحویل بدهند؟»، تصریح کرد: چند وقت پیش یکی از روزنامهها تیتر زده بود که پروژه حضرت یوسف 200 میلیارد ریال معادل 20 میلیارد تومان هزینه داشته است. این خبر مصادف با زمانی بود که من با آقای ضرغامی صحبت کرده بودم و از ایشان خواهش کرده بودم رقم اصلی بودجه این سریال را اعلام کند.
وی افزود: بلافاصله نیز از سوی سیما فیلم اعلام شد که 7 میلیارد تومان برای ساخت سریال هزینه شده که ما 6 میلیارد و 400 میلیون آن را از تلویزیون گرفتیم و 600 میلیون هم خودمان از جاهای مختلف جذب کمک کردیم. سریالهایی نیز که همزمان با این سریال ساخته شد، هنوز در حال ساخت است. پخش این سریال به پایان رسید، اما آنها هنوز تصویربرداری میکنند. پس نمیتوانیم بگوییم زمان آن سریالها با زمان سریال ما متفاوت بوده است. هر قدر بودجه ما و آنهاست ، میتواند مبنای قضاوت باشد. سریال ما یک چهارم سریالهای دیگر هزینه برداشته است.
## مسائل مالی سریال حساب و کتاب داشت
«فرجالله سلحشور» که بازی در فیلم سینمایی «توبه نصوح» را در کارنامه خود دارد، درباره راههایی که در کم هزینه ساخته شدن این سریال نقش داشت، گفت: در شروع کار ما سناریوی آماده داشتیم. وقتی سناریو نوشته شده، شما میتوانید بهطور دقیق برنامهریزی کنید. میدانید که چه مقدار بازیگر دارید، چه مقدار دکور دارید، چقدر لباس میخواهید و چند روز کار دارید. ما برنامه هر روز را هم روز قبل ارائه میدادیم و هر روز سرکار میرفتیم.
وی با بیان این که عوامل این سریال تعطیلی نداشتند، اظهار داشت: گاهی سریالها 6 الی 7 ماه تعطیل میشوند در صورتی که ما فقط 75 روز که آن هم تعطیلات رسمی بود، کار را تعطیل کردیم. وقتی شما تعطیلات کمی دارید، بودجه کمتری خرج می کنید و سرعت کار بالا میرود. همچنین وقتی که قراردادهایمان را بستیم، کلان نبود و آقای آذین تلاش کرد تا قیمتهای بالا نپردازد. سریال ما حساب و کتاب داشت و سر برج نیز دستمزدها پرداخت میشد.
سلحشور افزود: دلسوزی خود عوامل نیز مسئله مهم دیگری بود. بچهها با جان و دل کار میکردند. مثلا ما برای ساخت مجسمهها، خود را آماده کردیم تا برای هر کدام 5/2 تا 3 میلیون پرداخت کنیم. ولی بچههای فایبرگلاس خودشان گفتند ما خودمان اینها را قالبگیری و تکثیر میکنیم تا ارزانتر از آب درآید و در نهایت هر مجسمه حدود 600 هزار تومان برای ما هزینه داشت. همچنین ما حدود120 الی 130 مجسمه در این کار داشتیم که روی هر کدام حدود 2 میلیون تومان صرفهجویی شد. بسیاری از ستونهایی هم که حدود 120 هزار تومان پولشان بود، ما با 20 هزار تومان ساختیم. آن هم به این خاطر بود که عوامل عاشقانه و دلسوزانه کار کردند، برای اینکه دستمزدهایشان به موقع پرداخت میشد و ما به آنها احترام میگذاشتیم و به طرحها و مشکلاتشان رسیدگی میشد.
## تضرع حضرت یوسف(ع) به درگاه خداوند به خاطر ترک اولی بود
این کارگردان تلویزیون در پاسخ به اینکه برخی علما مانند شیخ حسین انصاریان معتقدند که نباید صحنه گریه و تضرع حضرت یوسف(ع) به تصویر کشیده میشد، نیز اظهار داشت: در مورد سوره یوسف(ع) و بسیاری از سورهها و داستانهای قرآن اختلاف نظر زیاد است. بعضیها با توجه به این اختلاف نظر صحبت میکنند که در این مورد آقای انصاریان گفته بودند که حضرت یوسف(ع) در اینجا که میگوید من پشیمانم، برای یک معصوم صحیح نیست و نباید به تصویر کشیده شود، ولی تقریبا 60 تا 70 درصد مفسرین و مورخین نوشتهاند که حضرت یوسف(ع) در اینجا مرتکب ترک اولی شده است برای این که گناه برای پیامبران متصور نیست و مرتکب نمیشوند ولی در ترک اولی حتی در مورد پیامبر خودمان نیز وجود دارد.
## به دنبال قهرمان پروری در سریال نبودیم
فرج الله سلحشور در پاسخ به این سوال که «چرا فیلمبرداری کار به نحوی است که کلوز آپ کم است و بیشتر مدیوم کار کردهاید؟»، نیز اظهار داشت:در مورد رسول احدی که خداوند رحمتش کند، باید بگویم که بهترین فیلمبرداری را انجام داده و اگر ما کلوزآپ کم گرفتهایم، به خاطر این است که به دنبال قهرمانپروری نیستیم. هرگاه حس لازم را نیاز داشتیم، کلوزآپ هم داشتهایم. اعتقادی به چهرهپروری ندارم و این به نگاه من برمیگردد ضمن این که هر فیلمبرداری جدا از قواعد اصلی تصویربرداری که باید رعایت شود، در کار خود به دنبال ویژگیهایی است.
## نمیخواهم سریال یوسف پیامبر(ع) را حلوا حلوا کنند
فرج الله سلحشور در ادامه گفت: من مطلبی را میخواهم خطاب به دولتمردان بگویم که اول اینکه از حرکت مثبتی که در جامعه انجام میشود، بهرهبرداری بهینه کنند. سریال یوسف پیامبر(ع) یک اتفاق بود که میتوان با تشویق از آن یک جریان سالم ایجاد کرد یا میتوانند با تنزل بخشیدن، آن را در سطح کارهای معمولی عنوان کنند. این کار به یک حرکت لطمه میزند. خواهش من این است که از این اتفاق بهرهبرداری خوب بکنند.
وی افزود: من خودم را کارگردان و نویسنده نمیدانم و عوامل این سریال هم خیلی ادعا ندارند. اما یک هنرپیشه قرآنی و گروه قرآنی را با گروهی که کار لودگی و ضدارزشی میکنند، در یک رده قرار ندهند و این اقدام در شأن مسئولان فرهنگی یک کشور اسلامی نیست. اگر ارزشگذاریها را متفاوت نکنند، دوغ و دوشاب قاطی میشود. مثلا یک دانشمند عالم و فرهیخته را روز عید در کنار خانم هنرپیشهای قرار میدهند که افتخارش این است که یک پایش ایران و پای دیگرش آمریکاست. وقتی از این اشتباهات صورت میگیرد، صحیح و ناصحیح قاطی میشود. خواهش من این است که این مرزها را رعایت کنند. من نمیخواهم سریال یوسف پیامبر(ع) را حلوا حلوا کنند، اما خواهشم این است که بچههای این گروه را با کسانی که کارهای ضد این مملکت انجام میدهند، هم ردیف و یکی نکنند.
## رئیسجمهور نظر مثبتی روی «یوسف پیامبر(ع)» دارد
فرجالله سلحشور در ادامه گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس اظهار داشت: رئیس جمهور این سریال را دیده و من هم دو بار نظر ایشان را شنیدم که نظر مثبت داشته و گفتهاند که «من در 10 سال گذشته به ندرت اتفاق افتاده که سریالی را ببینم، اما مقیدم سریال «یوسف پیامبر(ع)» را با خانواده و با توجه به همه گرفتاریهایم ببینم».
##در ساخت سریال از امکانات شخصی استفاده نکردیم
«فرجالله سلحشور» با بیان این که ما در تاریخ داریم که حضرت یوسف(ع) همسری به نام «آسنات» داشته که قطعا زلیخا نبوده و دو فرزند هم داشته است، در ادامه اظهار داشت: انداختن عبای حضرت یوسف(ع) برای جوان شدن زلیخا یک ایده از سوی ما بود و میتوانست به نحوه دیگری نیز تصویر شود اما ما قصد داشتیم قدرت خداوند را مستقیم به تصویر نکشیم، چون از حد و توان ما خارج است.
وی درباره شایعاتی مبنی بر استفاده عوامل این سریال از امکانات شخصی و گرفتن هدایا، اظهار داشت: ما در ساخت سریال کمکهایی جذب کرده ایم ولی هیچ هدیه یا امکانات شخصی در تولید سریال از هیچکس نگرفتهایم و تنها در ابتدای ساخت سریال، زمینهایی نزدیک امامزاده داوود به ما معرفی شد که من هم به اتفاق برخی دوستان، از آن زمینها خریدم که هیچ ربطی به سریال نداشت.
## مطبوعات زرد پای خانوادهام را به مسائل حاشیهای باز کردند
فرجالله سلحشور در پایان این گفتوگو در پاسخ به این سوال که «چرا مسائل خانوادگی و اختلاف نظرهای شما نیز در خلال پخش سریال در برخی از مطبوعات مطرح شد؟»، اظهار داشت: این اقدام از جوانمردی و ماهیت حقیقی روزنامهها و مجلات زرد پرده بر میدارد که سعی میکنند از هر ابزاری برای ضربه زدن به کسی که خوششان نمیآید، استفاده کنند.
وی گفت: دختر من در کارهای هنری فعالیت میکند که من هیچ وقت راضی نبودم، اما الان کارهای خوب و سالمی انجام میدهد. او مقصر نیست. مقصر روزنامهنگارانی هستند که به دنبال ضربه زدن هستند. ما در جمهوری عدل اسلامی زندگی میکنیم. در این مملکت مسئله دردناک در مورد روزنامهنگاران این است که هر نیش و ضربهای که بخواهند میزنند که یا آدم باید زندگی و سرمایه خود را بگذارد تا آن مسائل را حل کند و یا نوش جان کند و صدایش درنیاید وگرنه قضیه به همین منوال پیش میرود.
گزارش از :مریم فیروزفر
ادامه دارد...
گفت وگو با «مصطفی زمانی» بازیگر نقش حضرت یوسف (ع)
هما گویا
حدود ساعت هفت بعدازظهر از پنجره آخرین طبقه از ساختمان «اعتماد» بیرون را نگاه می کنم. هوا آنقدر شتابان به سوی بهار می تازد که انگار نه انگار امسال زمستان را فراموش کرده است. منتظر «مصطفی زمانی» هستم، بازیگر نقش حضرت یوسف(ع) در سریالی به همین عنوان؛ مجموعه یی پرمخاطب و پرحاشیه که جمعه شب هایمان را از شبکه اول سیما پر می کند کاری از «فرج الله سلحشور» به سفارش «سیمافیلم». مصطفی زمانی یک راست از سر تمرین پروژه جدیدش به اینجا آمده اما خسته به نظر نمی رسد. نه تمرین، تست گریم و دورخوانی خسته اش کرده است و نه پیمودن چند طبقه و رسیدن به «قله» ساختمان. نمی دانم این از جوانی و سلامت او وام می گیرد یا اینکه رشد کردن در زادگاه سرسبزش «محمودآباد» مازندران هوایی در هوای آلوده شهر ما برایش ذخیره کرده است. یوزارسیف ما جوانی است 26 ساله که با ظاهر واقعی «مصطفی زمانی» جوان تر هم به نظر می رسد. با دیدن سیمای او به این فکر می افتم که یقیناً می شد گریم بهتری روی چهره اش برای این نقش پیاده کرد.
---
-سریال حضرت یوسف (ع) با حاشیه آغاز شد. بد نیست ما هم با این حاشیه ها آغاز کنیم. آن زمان که این مجموعه در باکس پخش شبکه اول قرار گرفت و آنونس و تیزرهای آن پخش شد، اولین واکنش ها نسبت به انتخاب شما برای این کاراکتر اسطوره یی، مذهبی چندان مثبت نبود. عده یی عقیده داشتند گزینه های بهتری هم وجود داشت و عده یی دیگر معتقد بودند باید برای این نقش از یک چهره پذیرفته شده و حرفه یی استفاده می شد. قاعدتاً این واکنش که به نوعی پیشداوری هم بود می توانست برای شما بسیار آزاردهنده باشد. چطور آن شرایط را گذراندید؟
در حقیقت واکنش خاصی نداشتم چرا که از همان ابتدا بعد از انتخاب این گریم روی چهره ام انتظار چنین واکنش هایی را داشتم. در حقیقت گریمی که در کار با آن بازی می کردم، همان گریمی بود که اولین بار روی چهره من تست شد. وقتی فهمیدم قرار است با این چهره نقشم را بازی کنم با خود فکر کردم باید بتوانم نقشم را باور کنم و همه هم و غم من این بود که چطور می توانم به این گریم و به این ظاهر چیزی اضافه کنم تا قابل قبول تر باشد. اینکه همه منتظر دیدن چهره یوسف بودند و کنجکاو که چه کسی قرار است نقش او را بازی کند کاملاً طبیعی بود. در حقیقت هر گزینه یی با آن چیزی که مردم از چهره یوسف انتظار داشتند تناقض داشت. حتی اگر زیباترین آدم هم برای این نقش انتخاب می شد باز هم نمی توانست همه را قانع کند چرا که زیبایی یک امر کاملاً نسبی و سلیقه یی است و هر کس از یوسف تصویری در ذهن دارد. به یاد جمله یی از آقای «محمود پاک نیت» می افتم که به نظر من بسیار صحیح است. او می گفت؛ «یوسف فقط یکی بود، همان یک نفر و هیچ کس نمی تواند شبیه او باشد.» به همین دلیل واکنش ها برای من خیلی دور از تصور نبود اما می دانستم داستان یوسف و شخصیت اوست که می تواند مخاطب را جذب کند و باید مورد قضاوت قرار بگیرد. خیلی ها عقیده داشتند مثلاً پسرشان، خواهرزاده شان یا... برای این نقش مناسب تر بودند اما واقعیت این است که ملاک انتخاب برای این نقش صرفاً زیبایی نبود. جنس صدا، کلام، نوع سخن گفتن، حتی حسی را که قرار است داشته باشد هم در نظر گرفته بودند و با این پارامترها مرا انتخاب کردند. این را هم اضافه کنم نقش یک پیامبر از قبل نوشته شده، این شخصیت را مردم می شناسند و انتخاب یک بازیگر برای این نقش بسیار سخت است و کسانی که بازیگر را انتخاب می کنند فقط می توانند بگویند او از عهده این نقش برمی آید یا نه اما نمی توانند دخل و تصرفی در آن نقش داشته باشند چرا که این تعهد بزرگی است؛ تعهدی که باید بسیار آگاهانه مواظب باشیم به شخصیت مقدس آن لطمه نزنیم. حضرت یوسف(ع) پیامبر محبوبی است. او همیشه مثل یک استعاره است. یوسف ذات شخصی خود ماست پس برای پرداختن به او باید خیلی زحمت کشید. تمرکز من روی آن بود که هر کس می تواند خود را در او ببیند. به یاد دارم وقتی می خواستم اولین پلان از یوسف را ببینم همه دقت و نگرانی من این بود که آیا آن چیزی که باید، درآمده یا نه. چرا که عقیده دارم همه آدم ها در خلوت خودشان خوب قضاوت می کنند و اگر من راست بگویم و با خودم صادق باشم دیگران مرا باور می کنند. وقتی متوجه شدم دروغ نگفتم، دلگرم شدم که حتماً مخاطب باورم خواهد کرد. من بازیگری بودم که برای اولین بار جلوی دوربین می رفتم و بیشتر از اینکه برایم مهم باشد که قیافه مرا خواهند پسندید یا خیر، به این فکر می کردم که آیا مخاطب من آن دیالوگی را که از دهانم بیرون می آید خواهد پذیرفت یا نه. البته منظورم این نیست که کاملاً از بازی خودم راضی هستم، خیلی وقت ها هم کارم را نمی پسندم که بیشتر به دلیل طولانی بودن بعضی از سکانس هاست و این موردی است که حتی در پروژه های هالیوودی هم پیش می آید. گاهی خودم قضاوت می کنم که در این سکانس بازیگوشی کرد ه ام یا انرژی کافی را نگذاشته ام. بازی در نقش یک پیامبر آن هم در یک پروژه تلویزیونی کار دشواری است. هر حرکت اضافی یا اشتباهی می تواند به حساب آن شخصیت گذاشته شود و این خطای جبران ناپذیری است و من این تعهد را به شدت حس می کردم. من از بازی ام در نقش یوسف پیامبر از آن جهت راضی هستم که صداقت را در آن می بینم.
-یک بازیگر حرفه یی که چندین تجربه بازی دارد کم کم در موقع گرفتن سکانس ها یا نهایت دیدن راش های کار می تواند تا درصد بالایی در مورد ضعف و قوت کارش قضاوت کند به بیان بهتر کار را مونتاژنشده می بیند. اما در مورد شما که تجربه اول تان است، یقیناً دیدن آن روی صفحه تلویزیون جذابیت خاصی دارد؛ جذابیتی نزدیک به نگاه بیننده و کنجکاوی به همان اندازه.
من فکر می کنم جزء معدود آدم هایی هستم که پلان به پلان فیلم را می بینم و حتی قسمت هایی بوده که بارها و بارها دیده ام و برایم تازگی دارد و یک قسمت هایی از مجموعه را خیلی دوست دارم و جاهایی هم هست که به نظرم خیلی معمولی می آید. حالا اگر اجازه بدهید برای تنوع هم که شده من از شما چند سوال دارم.
-حتماً، بفرمایید.
سوال من این است که روزنامه یی که نامش اعتماد است و داعیه نقد دارد و عقیده دارد منش آن قضاوت صحیح است و مردم نقدهایش را می خوانند و به نقدهایش اعتماد دارند چطور بعد از پخش سه قسمت از این مجموعه در موردش اظهارنظر می کند آن هم برای یک مجموعه 45 قسمتی که هر قسمت آن هم حداقل 50 دقیقه است. آیا وقتی یک مدیرعاملی برای یک پروژه شخصی را به مدت پنج سال انتخاب می کند و به او سمت می دهد می تواند پس از یک ماه در مورد کارش قضاوت کند، جلسه تشکیل دهد و عزلش کند؟ مگر اینکه فاجعه یی رخ داده باشد که مسلماً در سه قسمت اول یوسف پیامبر اتفاق خاصی که مستحق نقدهای روزنامه اعتماد باشد نبود (البته این مورد فقط مربوط به اعتماد نمی شود چون شما رودرروی من قرار دارید از اعتماد کد می آورم) گرچه حالا مشکلی نیست و خوشحالم نظرها تغییر کرده اما قضاوت با شما که آیا این از کمر تبر زدن بود یا خیر.
-در مورد این مثالی که زدید یک مدیرعاملی را که برای پنج سال انتخاب شده باشد بدون هیچ اتفاق خاصی می شود بعد از یک هفته هم عزل کرد که توضیح بیشتر در مورد آن به صفحه تلویزیون ارتباط چندانی ندارد اما اینکه بعد از پخش سه قسمت از سریال در مورد آن نباید قضاوت می شد باید بگویم این مطالب از طرف افراد صاحب نظر به روزنامه ارسال می شد و اعتماد هم بدون هیچ نظر شخصی و فقط به دلیل همان باوری که به آن اشاره دارید این نقدها و یادداشت ها را کار می کرد و هیچ کدام از این نقدها مربوط به نویسندگان روزنامه نبوده است ضمن اینکه با نظر شما که برای قضاوت کمی زود بود، موافقم.
شما در نظر بگیرید یکسری کارهای تلویزیونی است که در سینما جواب نمی دهد و برعکس یکسری کارها هم اگر در سینما باشد بازده بهتری دارد. اما این کار برای مردم ساخته شده است و قضاوت زودهنگام در مورد آن کم لطفی بود ضمن اینکه وقتی یک مطلب در یک روزنامه به خصوص چاپ می شود، در حقیقت نام آن روزنامه را یدک می کشد نه نام نویسنده. کسی نمی گوید فلانی، فلان نقد را کرده است بلکه می گوید این نقد در روزنامه اعتماد نوشته شده است و به این طریق در ذهن ها می نشیند و من فکر می کنم مطالب سلیقه یی و گاه جانبدارانه انتخاب شده است.
-فکر نمی کنم این طور باشد. به قول خود شما یکی از سختی های پرداختن به شخصیت های مذهبی و ملی همین است که داستان از پیش تعریف شده است و همین به منتقدان و صاحب نظران به خصوص مذهبی اجازه می دهد ما طی تعداد پخش سه قسمت از یک سریال 45 قسمتی در مورد آن قضاوت کنند. مورد دیگر اینکه در پروژه های «الف» که بودجه های میلیاردی به آن تعلق می گیرد حساسیت ها از هر حیث بالا می رود. اینکه فکر کنیم سلیقه های شخصی و انگیزه های فردی هم در نگاه به آن وجود دارد کاملاً طبیعی است چرا که برنامه سازی که بودجه تامین دکور فضای یک لوکیشن 4+6 را ندارد یا برنامه اش به دلیل کمبود مالی قطع می شود یا فیلمش نیمه کاره می ماند یا سریال سازی که جا برای استراحت عواملش در زمان تولید کارش ندارد و گاه مجبور می شود برای پرداخت اقساط عواملش به هر دری بزند روی یک پروژه عظیم حساس است و این حساسیت در مورد تمام سریال های ویژه الف بوده و هست. حالا بعضی از این سریال ها و پروژه ها می توانند نظرها را تغییر دهند و بعضی نمی توانند. عامل دیگری که موجب قضاوت ها پیرامون این سریال در همان ابتدای کار شد اینکه آقای سلحشور آن دقت و حساسیت را که در داستان و فضاسازی قسمت های داستان مصر زندگی حضرت یوسف در مصر به خرج دادند در کنعان و شخصیت های آن و تعلیق قصه نداشتند و این شامل دکور، لباس، گریم و حتی انتخاب بازیگران نیز می شد. در یک سریال تلویزیونی به این وسعت که سال ها خبر از ساخت آن بود و همه منتظرش بودند، شروع داستان بسیار مهم است و باید با قدرت آغاز شود و بیشترین وسواس معطوف به شروع و پایان کار باشد.
شما در نظر بگیرید آقای محمود پاک نیت یکی از بهترین هنرمندان ما هستند و به اندازه یی توانا که بازی های قبلی ایشان خیلی پررنگ در ذهن ما نقش بسته است. او را با «شب دهم»، «پس از باران»، «خانه یی در تاریکی» و... یعنی نقش هایی مرموز، خطرناک و منفی به یاد داریم که سخت ترین نقش ها هم بوده است. نهایت اینکه ذهن ما به سال های دورتر و شخصیت خاکستری او در سریال پدرسالار و روزی روزگاری هم برسد، اما به سختی نقش های مثبت او را به یاد می آوریم. حال با توجه به دقت و وسواسی که برای انتخاب بازیگر نقش یوسف شده بود و به قول خودشان هزاران نفر را تست کردند، آیا آقای پاک نیت گزینه مناسبی برای یعقوب نبی بود یا بازیگر نقش بنیامین که حتماً می دانید نبوت از نسل بنیامین نبی ادامه دارد، آیا شخصیت شفافی از او می بینیم. یعقوب پیامبر خیلی به سادگی در کنعان گم شد و تاریخ و کتب مقدس را در رابطه با او خیلی زود کنار گذاشتیم به طوری که الان آنقدر که ما آخناتون را می شناسیم، از بنیان این قصه یعنی کنعان به دوریم. شما این تصور را نکنید که نظرها برگشته، بلکه این سریال به قسمت های قابل توجه و خوب خودش یعنی سکانس های بسیار خوب مصر رسیده و بازی های قابل توجهی که هر منتقدی را راضی می کند. یک تیم تصمیم می گیرد تا بازیگری را برای یک نقش انتخاب کند یا اینکه برای نقش دیگری در نظر بگیرد. حال این انتخاب می تواند درست باشد یا خیر و می شود آن را پذیرفت یا امتناع کرد. حتی به قول شما می شود قسمت هایی از سریال را با قسمت های دیگری از آن مقایسه کرد. اما به نظر شما این نقد منصفانه است که بعد از سه قسمت بنویسیم؛ «از همین حالا معلوم است که چه سریال ضعیفی است» یا اینکه «چرا میلیاردها خرج آن شده است». وقتی منتقد می نویسد و از کلمه «میلیارد» استفاده می کند اولاً باید بنویسد این یک دوربین 35 است یا ویدئو. هم آن منتقدانی که می نویسند و هم آن کسانی که اهل فن هستند فرق این دو را می دانند، اما آیا مخاطبی که فیلم را می بیند هم این اطلاعات را دارد. آیا مخاطب این تخصص را دارد که یک لوکیشن که باید کامل ساخته شود، توجه کنید ساخته شود نه بازسازی شود، چه هزینه یی می برد؟ یا یک سریال 45 قسمتی چقدر نگاتیو لازم دارد؟ وقتی یک کار ویدئویی است می شود صد برداشت گرفت و در دو ساعت یک حلقه دو هزار تومانی حرام کرد. اما 120 هزار تومان نگاتیو برای چهار دقیقه فیلم 35 میلی متری است. در یک کار ویدئویی، نور به صورت دیجیتال تنظیم می شود و بازیگر حس خاصی ندارد. استرس هم ندارد، نگران نگاتیو هم نیست وقتی یک منتقد این تفاوت ها را می داند اما لحاظ نمی کند و به مخاطب القا می کند برای این مجموعه میلیاردها هزینه شده، منصفانه نیست. البته در آخر این قسمت از حرف هایم این را هم اضافه کنم که حالا دیگر نقد ها عادلانه شده و من از خواندن شان لذت می برم و چیز یاد می گیرم چرا که واقعی است و این نشان می دهد منتقد وادار شده کار را دنبال کند و دنبال نقد درست باشد.
- برگردیم به خود شما. چه خبر از شهرت؟
باور کنید الان حدود دو ماه است که سعی می کنم عکس هایم را از روی کیوسک ها جمع کنم چرا که واقعاً نمی خواهم وارد این نوع فضا شوم. این نوع فضا دنیایی که من برای آینده ام می خواهم نیست. از هر 10 عکسی که از من روی جلد بعضی از نشریات چاپ شده هشت تا از آنها مونتاژ است. لباسی را که هرگز نمی پوشم روی تن من مونتاژ می کنند و من بسیار آزار می بینم چرا که نمی خواهم این عکس ها معرف شخصیت من باشد. جالب اینکه وقتی سعی می کنم جلوی این اتفاق ها را بگیرم، همین حرکت من تبدیل به حاشیه می شود. ای کاش بتوانم از همین جا خواهش کنم به شخصیت افراد احترام بگذاریم. مونتاژ عکس یک نفر، به سخره گرفتن خصوصیات شخصی اوست یا نوشتن در رابطه با زندگی خصوصی یک بازیگر که تازه پایش را به این وادی گذاشته چه واقعیت داشته باشد، چه نداشته باشد، تجاوز به حریم خصوصی اوست و اگر این اتفاق ها نشانه شهرت است یا شهرت می آورد، من نه می پسندم و نه می گذارم به این نوع شهرت برسم.
- یکی از نکات مثبت بازی شما این است که به رغم اینکه این سکانس ها رج زده شده و با توجه به طولانی بودن زمان تولید و فاصله سکانس ها و تایم زیاد مجموعه، تفاوت محسوسی در نوع بازی شما دیده نمی شود مگر اینکه به عمد و به دلیل بالا رفتن سن و تجربه کاراکتر حضرت یوسف باشد و این در مورد بازیگری که اولین تجربه را دارد بسیار قابل تامل است.
این درست مثل مواد اولیه یی است که شما برای ساختن یک شیء به کار می برید. شما اگر آن را با وسواس انتخاب کنید، تراش زدن آن خیلی زحمت ندارد. من در شخصیت، نقشم را باور کرده بودم و به همین دلیل خیلی در بازی دچار دگرگونی در نوع ارائه آن نمی شدم.
-شما در تماس تلفنی که با هم داشتیم، گفتید «از قسمت سی و پنجم به بعد را خیلی دوست دارید»، دلیلش چیست.
از قسمت سی و پنجم به بعد داستان پرپیچ و خم زندگی حضرت یوسف به اوج می رسد و جمع می شود. مثلاً در قسمت سی و ششم که پخش شد و من در یک جمع خانوادگی نگاه می کردم هم کار را می دیدم و هم نیم نگاهی به عکس العمل بقیه داشتم، واقعاً نمی شد یک لحظه از بازی «خانم ریاحی» گذشت و چشم برداشت. اگر شما سر صحنه بودید، می دیدید چطور ما در این سکانس آخر بی اختیار برای ایشان دست می زدیم چرا که بازی نمی کردند، زندگی می کردند و این یعنی اوج بازیگری و من می دیدم چطور خیلی از آدم هایی که به راحتی اشک به چشم نمی آورند، گریه می کردند. خود من یکی از ویژگی هایی را که در زندگی حضرت یوسف دوست دارم این است که هر لحظه از آن را می توانیم به گوشه یی از زندگی خود متصل کنیم. زندگی یوسف برای کسانی که از پدر و سرزمین شان دور مانده اند، باورپذیر است، برای آنها که عشقی تعریف نشده داشته اند، برای کسانی که در کودکی مادرشان را از دست داده اند و برای کسانی که مورد حسد برادرشان قرار گرفته اند. هر گوشه یی از این داستان، تلنگری به زندگی خود ماست؛ چیزی که روح تو را غربال می کند و از قسمت سی و پنجم به بعد این درام به اوج می رسد. مثلاً همه کنجکاوند بدانند داستان یوسف و زلیخا چه می شود. این دو قرار است به یک تفاهم برسند. حالا دیگر این دو یک خدا را می پرستند و قرار است از صلح بگویند و از انسانیت و یک نقطه مشترک. و باید دید یوسف چطور این عشقی را که از خود دور می کرد، خواهد پذیرفت. حالا این یوسف می خواهد صحبت از عشق بکند. عشق به معنای آرامش داشتن، زمانی که در کنار او هستی. اینجا است که معنی یک چشم خون و یک چشم اشک حس می شود حتی عشق یوسف به برادرانی که یک روز او را به چاه انداخته بودند. مثلاً یک سکانس که من خیلی آن را دوست دارم نامه یی است که یعقوب به یوسف می نویسد و من هر کاری کردم که در این سکانس گریه نکنم، نتوانستم چرا که با این یوسف زندگی کرده بودم و احساسش را درک می کردم. نامه با این جمله شروع می شد؛ «از یعقوب نبی به عزیز مصر» و هر بار این جمله اشک مرا درمی آورد. او خطاب به عزیز مصر نوشت، اما این عزیز مصر پسر گمشده اوست.
-آیا طی ساخت درخصوص فیلمنامه تغییراتی هم صورت گرفت؟
فکر نمی کنم. در این گونه مجموعه های بزرگ و پرهزینه معمولاً اول کار نوشته می شود و توافق ها روی آن صورت می گیرد و بعد تولید را شروع می کنند.
-این مساله یی که می خواهم عنوان کنم تقریباً تمام حرفه ها را دربر می گیرد، اما در بازیگری خیلی بیشتر به چشم می آید. اینکه وقتی کسی به عنوان تازه وارد قدم به این عرصه می گذارد، به خصوص اگر قرار باشد در راس این هرم قرار بگیرد، معمولاً با یکسری پس زدن ها از جانب بقیه عوامل مواجه می شود. تعارف است اگر بخواهیم بگوییم همه با آغوش باز از یک چهره جدید استقبال می کنند. در مورد شما چطور بود؟
من هم این مشکل را داشتم و هنوز هم دارم و فکر می کنم طبیعی باشد و اصلاً هم ناراحت نمی شوم. دوستانی که به من نزدیک هستند بهتر می توانند در مورد من قضاوت کنند. من جای خودم را می شناسم و به باورهای دیگران هم احترام می گذارم. عقیده دارم باید در فضایی که می شود قضاوت اخلاقی کرد، آدم ها را دید.
-بیشتر منظور من عوامل پروژه حضرت یوسف است. آیا به عنوان شخصی که تازه وارد این حرفه شده اید، دوستان پذیرای شما بودند؟
این بخشی از فرهنگ ما است که باید آن را بپذیریم، به قول شما منحصر به حرفه خاصی هم نمی شود. حتی اگر بخواهید یک سوپرمارکت بزنید یقیناً واکنش هایی از نزدیک ترین سوپر به خود خواهید داشت. من در جای دیگری هم گفتم دوست دارم نیمه پر لیوان را ببینم چون نیمه خالی لیوان برای همه هست. اگر در مورد بازی و حضور من موضعی گرفته نمی شد، نشان می داد کار من قابل تامل و موضع گیری نیست. برای من مهم این بود که این موضع گیری ها بجا و واقعی باشد. گاه صحبت هایی به گوش من می رسید اما نکته مثبت اینجاست که حالا همه این عزیزان دوستان خوب من هستند. وقتی منصفانه فکر می کنم، می بینم گاهی من هم نسبت به آنها موضع می گرفتم. همه ما آدمیزادیم و این هم یکی از خصلت های بشر است.
-و همکاران تان خارج از این پروژه.
می دانید، گاهی یک سوءتفاهم هایی پیش می آید. مثلاً بعد از این پروژه به من فیلمنامه یی پیشنهاد می شد که احساس می کردم این داستان و این شخصیت را دوست ندارم یا به بازی من نمی خورد و قبول نمی کردم. بعد می شنیدم که می گویند؛ «این فکر کرده کی هست؟ دو روزه آمده و حالا صاحب سبک و نظر هم شده،» اما این درست نیست. انتخاب حق من است. من یک قدم برداشتم و این قدم گرچه قدم اول است اما گام بلندی بوده و حالا دلم می خواهد گام دوم را بلندتر بردارم. در رابطه با همین فیلمنامه که اشاره کردم با یکی از دوستان سینمایی مشورت کردم و او گفت؛ «مبادا بگویی فیلمنامه را دوست نداشتم چرا که به آنها برمی خورد. بهانه بیاور. مثلاً بگو در سفر هستم.» اما من دروغ گفتن را دوست ندارم. چوبی را که انسان از صداقت بخورد به دروغ ترجیح می دهم.
-تا به حال به جوانی در عالم هنر غبطه خوردید؟
باور کنید آن چیزی که من به دنبالش هستم مطلوب و جایگاه خود من است و به جایگاه کس دیگری غبطه نمی خورم. مثالی می زنم، فرض کنید یک نفر یک پنت هاوس داشته باشد و از بودن در آن لذت ببرد و با آن فخر بفروشد اما شاید عشق من یک کلبه در یک جای سبز و آرام باشد.
-صحبت شما مرا یاد یک داستان خارجی و قدیمی می اندازد که روزی یک پدر ثروتمند از پسرش پرسید چه می خواهد و پسر گفت؛ یک توپ تخم مرغی و پدر برایش یک ماشین اسباب بازی خرید. بعدها دوباره پرسید چه می خواهی، پسر دوباره گفت؛ توپ تخم مرغی و پدر برایش یک دوچرخه خرید. هدیه ها هر روز بهتر و بهتر می شد اما پسر خوشحال نبود. او فقط یک توپ تخم مرغی می خواست.
بله، کاملاً همین است.
-جوان هایی که در بازیگری به شهرت می رسند، به خصوص آنهایی که به قول شما گام بلندی برمی دارند احتمالاً با دو احساس متفاوت دست به گریبان می شوند؛ عده یی به یک پوچی می رسند که واقعاً قله این بود؟ آن آرزویی که داشتم، اینجا هم که خبری نیست و عده یی دیگر با ولعی خاص به هیچ چیز قانع نمی شوند و شتابزده ادامه می دهند. شما جزء کدام دسته اید؟
من ذاتاً جاه طلبی را دوست دارم. جاه طلبی به معنای اینکه انرژی داشته باشید که جاهای خالی را پر کنید اما نه جای دیگران را. من تحت هر شرایطی اخلاقی هستم و خط قرمز زندگی من «اخلاقیات» است. منظورم شخصیت و اخلاق شخصیتی است وگرنه خیلی هم اهل شوخی و مزاح هستم. در مورد قله یی که گفتید، حقیقت دارد. خود من وقتی به این قله رسیدم دیدم تپه یی بیشتر نیست و حالا به دنبال قله می گردم.
-حضرت یوسف برای شما یک قله بود که شناخته شوید، اما حالا روی لبه تیغ هستید و همه چیز برمی گردد به بازی بعدی شما و همچنین انتخاب صحیح یا غلط و نحوه برخورد شما با این حرفه در آینده. دقیقاً لب مرز ایستاده اید که با یک تلنگر می توانید به این طرف یا آن طرف خط پرتاب شوید. آیا وسواس لازم را برای کار بعدی و انتخاب درست دارید، با توجه به اینکه می دانم هم اکنون مشغول مراحل پیش تولید یک فیلم سینمایی هستید.
این را باید باور کنیم که موقعیتی مثل شخصیت حضرت یوسف برای یک بازیگر دو بار تکرار نمی شود؛ یک شخصیت منحصر به فرد، محبوب و باور شده. من خیلی صبر کردم تا چیزی که احساس می کنم صلاح من است را انتخاب کنم. اما این را هم باید می دانستم اگر بخواهم منتظر نقشی در حد و اندازه یوسف بمانم، می بازم و از سوی دیگر اگر می خواستم یک کار پیش پاافتاده یی را بپذیرم هم نابود می شدم. فکر کردم با یک کار خوب شروع کنم. کارگردان های خوب، تهیه کنندگان خوب و فیلمنامه های خوب خیلی سخت بازیگر را انتخاب می کنند. اما من فکر می کنم این انتخابی که کرده ام، درست ترین گزینه بوده است. در سنین من بازیگران خوب زیادی هستند. بنابراین فقط سعی می کنم خوب باشم و خودم را ثابت کنم و نمی توانم توقع این را داشته باشم که بزرگ ترین کارگردان ایران به من و بازی من اعتماد کند. به هر حال اگر من بخواهم به انتظار آنها بمانم، فرصت های خوب را از دست می دهم.
-در مورد پروژه یی که مشغول آن هستید، بگویید.
اسم این پروژه «آل» است به کارگردانی «بهرام بهرامیان» و تهیه کنندگی «علی معلم».
- فکر می کنم انتخاب خوبی باشد، به خصوص که آقای معلم در زمینه ارائه فیلم هایش بسیار کوشا و تواناست و آقای بهرامیان هم سابقه خوبی دارند.
علاوه بر اینکه به نظرم کار خیلی خوبی است، مساله تجاری یک پروژه هم برای من خیلی مهم است و خیلی دوست دارم علاوه بر اینکه کار خوب باشد، گیشه خوبی هم داشته باشد و مهم تر اینکه گیشه را نگه دارد و فکر می کنم این اتفاق بیفتد.
-اسم داستان کمی مرموز است. این «آل» در ژانر تریلر است؟
تا حدودی بله. اصولاً یک داستان مرموزی است.
- چه چیز این پروژه برای شما جالب تر است؟
من بعد از اینکه در یک جلسه کارگردان این کار، بهرام بهرامیان را دیدم حس کردم که می شود در کنار او به جنگ رفت و کارکردن با او به هر ریسکی می ارزد.
-کم کم به انتهای گفت وگویمان می رسیم، بد نیست برای اینکه دوباره به حضرت یوسف برگردیم و صحبت متنوع تری داشته باشیم از شما بپرسم چقدر خوب اسب سواری می کنید، آیا اصولاً با این ورزش آشنا هستید. سوار و پیاده شدن شما خیلی کابویی و هالیوودی است؟
(می خندد) اتفاقاً من به شدت از اسب می ترسم و در این مجموعه با اسب آشنا شدم آن هم نه با اسب های مخصوص سوارکاری، که می دانید این نوع اسب ها بسیار گران هستند و معمولاً صاحبان شان هم آنها را به راحتی در اختیار کسی نمی گذارند. این اسب هایی که در سریال می دیدید در حقیقت اسب های گله بودند و فکر می کنم اولین باری بود که سواری می دادند و من اولین راکب آنها بودم. چندین بار هم زمین خوردم. در حقیقت من و اسب ها با هم سواری را یاد گرفتیم. من روزهای پرمشغله یی داشتم؛ سواری می کردم، سر صحنه بودم، سالن بدنسازی می رفتم و به عنوان یک فرد مجرد، نصف شب که به خانه می رسیدم باید به امور آن هم می پرداختم، حتی پخت و پز هم می کردم.
- چه چیزی در دل تان مانده و دوست دارید بگویید تا با آن خداحافظی کنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن می رسد صادقانه ترین چیز است.
اولین چیزی که به ذهنم می رسد و دوست دارم بگویم این است که گاهی جایی می روم و خودم را کنار می کشم و گوشه یی می نشینم. این به دلیل آن است که خودم را کوچک تر از بقیه می بینم نه اینکه حس کنم من کاری کرده ام که شما نکرده اید، یا چیزی می دانم که شما نمی دانید و آرزوی من اینکه هیچ چیز موجب نشود تا صداقتم را از دست بدهم و از خودم و باورهایم دور شوم.
منبع: روزنامه اعتماد
شبکه الکوثر صدا و سیما
همزمان با شبکه های سراسری (یک و قرآن)
دوبله عربی سریال یوسف پیامبر (ع) را
برای مخاطبان عرب زبان خاورمیانه ، شمال آفریقا و اروپا پخش می کند. | |
شبکه ماهوارهای الکوثر صدا و سیما، از طریق ماهوارههای هاتبرد، نیلست و عربست مخاطبان عربزبان را زیر پوشش برنامهای دارد. همچنین سایت اینترنتی الکوثر به نشانی www.alkawthartv.ir امکان پخش مستقیم (alive) برنامههای خود را برای مخاطبان سراسر جهان فراهم کرده است. گالری عکس و همچنین خلاصه داستان هر قسمت از سریال یوسف پیامبر، جزو بخشهای پرطرفدار سایت اینترنتی الکوثر است. هزاران ایمیل و نامه رسیده از مخاطبان الکوثر از 45 کشور جهان میزان علاقهمندی مخاطبان را به این سریال جذاب نشان میدهد. به گزارش روابط عمومی شبکه الکوثر، مخاطبان الکوثر از کشورهای: بحرین، بلژیک، مغرب، مصر، عراق، عربستان، اردن، ایران، یونان، نروژ، فیلیپین، اتریش، اسپانیا، پاکستان، کانادا، انگلستان، گابن، هلند، لیبی، قزاقستان، ترکیه، ایتالیا، موریتانی، دانمارک، چین، فلسطین، تونس، یمن، کویت، سودان، اسکاتلند، الجزایر، سوئد، آلمان، آمریکا، سوریه، فنلاند، امارات، لبنان، قطر، عمان و فرانسه با ارسال ایمیل، نظرات خود را درباره سریال یوسف پیامبر ابراز کردهاند.
|
گزینه های مناسب ونامناسب
سایت خبری سیما فیلم: هنرمصرراتناسب، نظم هندسی وملاحظه دقیق طبیعت می سازد. مصر، سرزمین اهرام، پیکره های غول آسای خدایان وسرزمین هنرمندانی بوده است که به هرچیزی ازواضح ترین زاویه می نگریسته اند. بازنمایی شکوه معماری چنین سرزمینی که جولانگاه احسن القصص بوده است، بی شک هم ازآن روکه اتفاق تازه ای درصنعت سینماوتلویزیون مابه شمارمی رود وهم به خاطروسعت وعظمت معماری آن دوره درخورتأمل است.
مجیدمیرفخرایی که ردپای اورادربسیاری ازمجموعه های تاریخی دیده ایم، اکنون بیش از2سال است که درنقطه ای دورافتاده ازشهرتهران ودرزمین های خالی شهرک دفاع مقدس، مصرراجان دوباره می بخشدتایوسف درآن قدم بگذاردوقصه اش راکه این بارازصافی ذهن هنرمندانی دراین سوی مرزهاگذشته است روایت کند. میرفخرایی کارساخت دکورهارابافرهادعلیزاده آهی شروع کرده است. پس از7ماه پیش تولیدوگردآوری منابع ابتداماکت هاراساخته اندوبعدازسه چهارماه شروع کرده اندبه ساخت وسازدکور. قراربود دکورها درشهرک سینمایی ساخته شود؛ شهرکی که باگذشت 2دهه ازایجادآن هنوزتنهاشهرک سینمایی کشوراست. اماکمبود زمین برای ساخت وسازدراین شهرک آنهارابه ایجادوساخت دکوردرشهرک دفاع مقدس ترغیب می کند که البته رودخانه روان فشافویه درپس زمینه دکوراین شهرک نیزجایگزین خوبی برای رودنیل درنظرگرفته می شود. آنها 3شهربه مساحت 30 هزارمترمربع می سازند. مصر، فدان وکنعان که کنعان روی تپه قرارداشته وآنها برای ساختش دست به دامن بولدوزرها شده وکوههاراصاف کرده اند.دکورداخلی قصرهارانیزدرسوله فرهنگسرای خاوران ساخته اند. باآن معماری زیبا و نقاشی های دیواری برستون های بلند وپیکره خدایانی که دردوسوی معبد ایستاده اند. تزئینات رنگی دیوارهابانقش هایی که جلوه های آرمانی ومطلوب زندگی رانمایش می دهد. به سختی مرامتقاعدمی کندکه درفرهنگسرای خاوران قدم می زنم.میرفخرایی می گوید: شهرک دفاع مقدس به خاطراین که قبلاًدرآن ساخت وسازانجام نشده است، آمادگی لازم رابرای ایجاد دکورنداشت. برای همین ابتداپشتیبانی تولید را شامل آب، برق وساختمان برای اسکان عوامل بود ایجادکرده ایم وبعدازصاف کردن زمین وآماده شدن ماکت، کارساخت وسازدکورآغازشد. یکی ازمزایای مهم این شهرک نیزوجود رودخانه ای بودکه ماازآن به عنوان رودنیل استفاده کردیم. به طورکلی این شهرک فضای مناسب رابرای توسعه دارد.یرفخرایی درگفته هایش به وسعت ساخت وسازهاوهمچنین نوع معماری ولباس طراحی شده درسریال یوسف (ع) که ازعظمت وتازگی خاص برخورداراست، به عنوان یکی ازمعدود کارهای ماندنی درایران اشاره می کند.بدون شک ایجادفضایی این چنین بارعایت امانتداری درهنرومعماری دوره ای خاص، نیازمندتحقیق وتفحص ویژه ای است.برخی ازاین منابع ازطریق سایت های اینترنتی وبرخی دیگرنیزتحقیقات گروه است که درباره تمدن مصرگردآوری کرده اندو دراختیاراوقرارگرفته است.
ازطرفی وی باسفربه فرانسه وبازدیدازموزه لوورکه مرکزاصلی نگهداری آثارمصری است، به مستند بودن طرحهای خودقوت بخشیده است.میرفخرایی می گوید: فیلم های ساخته شده دراین خصوص، نمی تواندبه عنوان منبع مورداستفاده قراربگیرد؛ زیرا سازندگان آنهابراساس نیازشان تغییراتی درکارداده اند. تغییراتی که می توان آن رادرساخت دکورسریال یوسف نیزمشاهده کرد. مثلاًستون هادرمعماری مصربسیارنزدیک به هم هستند،اماایجادچنین فضایی به دوربین امکان حرکت نمی دهد. بنابراین براساس نیازتصویری ودکوپاژ، گاه تغییراتی درنوع معماری آن دوره دیده می شودکه به قول وی بایدبه گونه ای باشدکه امانتداری آن حفظ شود.میرفخرایی دراین باره توضیح بیشتری می دهد:فیلمهای ساخته شده نه به عنوان منبع تحقیق، بلکه برای شناخت اولیه ازفضای معماری آن دوره می تواندبه کارگرفته شود. مثلاًدرفیلم مومیایی مافقط دریک صحنه وبه صورت گذراشاهدمعماری مصرهستیم وآنقدرفرصت نداریم متوجه تلفیق این معماری بامعماری «روم» باشیم. امادرسریال یوسف به خاطرتمرکزی که روی معماری درتمام صحنه هاوجود دارد نیازمندظرافت بیشتری هستیم.امااین که آیاسریال یوسف می تواندبه عنوان منبعی جامع درموردمعماری مصرمحسوب شود، پرسشی است که میرفخرایی این گونه به آن پاسخ می دهد: بله، چون تمام کارمستنداست. امادرمواردی مثل تغییرفاصله ستون هاکه براساس نیازانجام شده، نمی توان به این منبع استنادکرد. ازطرفی ماهیچ منبعی برای آکساسوارنداشتیم. ما نمی دانیم که لوستروسط قصرچه شکلی بوده است. درکتابهایی که دیده ام ودرنقاشی های دیواری به جامانده، هیچ تصویری ازاین لوسترهاپیدانمی کنیم. به همین خاطرسعی کرده ایم ازنظرنقش ونگارومدل تاآنجاکه می توانیم، آنهارابه نقاشی های این دوره نزدیک کنیم. درواقع به عنوان طراح، خلاقیت هایی نیزدرکارایجادکرده ایم.اودرمورد تغییراتی که براساس نیازفرهنگی جامعه صورت گرفته می گوید:لباس آقایان راتغییرآنچنانی ندادیم. درموردلباس خانم هانیزخوشبختانه مابه عکس هایی دسترسی پیدا کردیم که درآنها مواردی ازقبیل طوق گردن، یقه، کلاه وپوشش هایی مثل کلاه گیس بودکه برای طراحی لباس کمک زیادی به ماکرد. درواقع مشکل چندانی نداشتیم ودربسیاری ازجاهامستندکارکردیم.
امااینهاهمه دغدغه ساخت دکورولباس برای طراحان مانیست. مثلاً برای طراحی لباس چنین دوره ای که از الیاف گیاهی بوده وبادست بافته می شده است، پارچه هایی باموادپلاستیکی نظیرآنچه امروزوجوددارد، گزینه بسیارنامناسبی است. میرفخرایی می گوید درخارج ازایران، برای کارهای عظیم طراحان باکارخانه ای واردمذاکره می شوند وبخشی ازآن کارخانه رابه چاپ ویابافت پارچه براساس نیازخوداختصاص می دهند. امااینجاچنین کاری امکان پذیرنیست. به دلیل آن که نه ازنظراقتصادی برای کارخانه هامقرون به صرفه است ونه دیگران لزوم این کارراآن گونه که طراحان حساسیت نشان می دهند، احساس می کنند.به همین خاطرآنهاپارچه هایی بابافت درشت ونزدیک به پارچه های الیافی راپیداکرده ورنگ نقاشی ودوخت آن راخودانجام می دهند. که چنین کاری بانظربه این که مثلادرسریال یوسف (ع) حداقل 3000 لباس دوخته شده است، جداازهزینه های بالا، کارساده ای نخواهدبود.باهمه اینهاکارساخت دکورسریال یوسف که تاکنون برای سریال های تاریخی درتلویزیون کم سابقه بوده روبه اتمام است ودرحال حاضربیشترروی آکساسوارآن نظیرارابه، تخت روان و... کارمی شود.
آرزو شهبازی
زهیر یاری بازیگر نقش«بنیامین»در سریال «یوسف پیامبر(ص)»گفت:
در قرآن کریم به«بنیامین»غیرمستقیم اشاره شده است
و بازی در این نقش برایم جذابیت زیادی داشت.
زهیر یاری در گفتو گو با با فارس«توانا»،گفت: اولین کار تصویریام سریال «مردانآنجلس»بود که در سنین نوجوانی و جوانی نقش پسر «ماکسیمیلیان»را بازیکردم،در همان مقطع آقای فرجاللهسلحشور میگفتند قرار است سریالی در مورد زندگیحضرت یوسف(ع) ساخته شود تا زمانی که این سریال شروع شد و چون من قبلا با آقای فرج الله سلحشور همکاری داشتم از من برای ایفای نقش «بنیامین» دعوت شد و من هم با کمال میل این نقش را پذیرفتم و بازی کردم.
وی افزود: یک سال از تصویربرداری کار گذشته بود که کار من آغاز شد.چون دوران کودکی فیلمبرداری میشد و تا آخر پروژه بازیداشتم.
یاری ادامه داد: این نقش را خیلی دوست دارم زیرا در قرآن کریم به«بنیامین»غیرمستقیم اشاره شده است،در قسمتهای بعدی سریال با «یوسفپیامبر(ص)»گره می خورد و حضرت یوسف(ع) او را گروگان میگیرد تا به پدر بزرگوارشو صل شود،بازی در این نقش برایم جذابیت زیادی داشت.
وی درباره گریم خود در این مجموعه گفت: در مورد گریم کل کار صلاحیت ندارم که صحبت کنم اما از گریم خودم اصلا راضی نیستم و حال که سریال را نگاه میکنم متوجه شدهام که حجم مو و ریش بلندم لوزومی نداشت که این قدر زیاد باشد،البته این را هم بگوییم که سعید ملکان یکی از دوستان خوب و صمیمی من است و یکی از گریم ورهای توانمند سینما و تلویزیون به شمار میرود.
یاری با بیان اینکه هرکاری که پیشنهاد میدادم آقای فرجالله سلحشور استقبال میکرد و میپذیرفت، ادامه داد:
به نظر من آقای فرجاللهسلحشور انسانی است که بر اساس عقایدش کار میکند و انسان آرمانی به نظر میرسد،دوست دارد کارهای باارزشی ارائه دهد و در این راه تمام تلاش خود را انجام داده است.
یاری به خاطرهای از حضور خود در این مجموعه اشاره کرد و گفت: یکی از خاطرات شیرین من این است که هنگام فیمبرداری سریال من هر روز با ماشین شخصی خود سر کار میرفتم یک روز ماشینم خراب شد و آژانس گرفتم تا به محل فیلمبرداری واقع در قم شهرک سینمایی دفاع مقدس بروم در طول مسیر راننده احساس کرد من میخواهم او را بکشم و ماشینش را به سرقت ببرم وقتی وارد شهرک سینمایی شد و از خاکریزها گذشت و به دکورها،شترها،اسبها و زنان مصری رسید فکر کرد که در دل تاریخ آمده و مات و مبهوتشده بود بعد من به اتاق گریم رفتم و بعد از دوساعت دیدم آن راننده همان جا ایستاده وقتی به جلو رفتم و از او پرسیدم به چه کسی کار داری من را نشناخت و گفت من یکی از همکارانتان را به اینجا آوردم این شوکه شدن راننده برایم جالب بود.
خاطره تلخ این سریال هم در گذشت مدیر فیلمبرداری سریال زنده یاد رسول احدی است که یکی از فیلمبرداران بزرگان سینما و تلویزیون بودند و مرگ ایشان من را خیلی ناراحت کرد.
این بازیگر در ادامه درباره انتقادات وارد بر مجموعه یوسف از نظر منتقدان گفت: ایرادات منتقدان ناروا نیست،چون داستان احسنالقصص است گروه باید انرژی بیشتری صرف میکرد،من با ادبیات فیلم موافق نیستم،نحوه روایت داستان در این چند قسمت اخیر به مشکل خورده است و فکر میکنم اگر زمان کار فشردهترمیشد کار بهتری ارائه میشدو حال که سریال در چهل و چهار قسمت است و هر چه شما مشق بیشتری بنویسی غلط بیشتری پیدا میشود و سریال از ریتم افتاده است و بعضی سکانس پلانها خیلی اضافی است و کسالتآور اما این را هم بگوییم که آقای فرجاللهسلحشور کم کاری نکرده است و بضاعت سریال هم این است.
منبع: سایت ایران و امارات
همه چیز با فیلمبرداری تمام نمی شود
سایت خبری سیما فیلم: بازار برده فروش ها شلوغ است. یوسف را که غلامی زیبا، باهوش و با سواد است آورده اند برای فروش. هر کس پیشنهادی می دهد. جناب بوتیفار از راه می رسد. برده های سیاه را یکی یکی برانداز می کند تا می رسد به یوسف.
زندباف سناریو را ورق می زند. « یوسف فرشته ای را درمیان جمع می بیند». برخی نماها اضافی است. « یوسف با فرشته حرف می زند».
زندباف در آن اتاق نیمه روشن با پرده های تیره برای بار دوم است که بازار برده فروش ها را مونتاژ می کند. پس باید یقین داشت که همه چیز سرجای خود قرارگرفته است. تدوین این سکانس شاید 10 روز طول بکشد...
برای دانلود قسمت های سریال یوسف پیامبر (ع) می توانید به سایت زیر مراجعه کنید :
موسیقی تیتراژ آغازین سریال یوسف پیامبر (ع)
به صورت mp3
KB 627 کیلو بایت
موسیقی تیتراژ پایانی سریال یوسف پیامبر (ع)
به صورت mp3
KB 705 کیلو بایت
منبع: بانک صوت و فیلم راسخون :
دانلود فیلم تیتراژ آغازین سریال یوسف پیامبر (ع)
به صورت فایل فلش (flv)
MB 4.35 مگابایت
min 3:39 دقیقه
دانلود فیلم تیتراژ پایانی سریال یوسف پیامبر (ع)
به صورت فایل فلش (flv)
MB 4.92 مگابایت
min 4:05 دقیقه